تبليغاتX
بانوان نمونه حقایق و حکمت ها

شنبه 1386/02/01

ملاقات دختری سه ساله از اهل عربستان

 جناب آقای میر عظیمی در جمکران تجلیگاه صاحب الزمان علیه السلام آورده است که :

آقای ولید بن عباس از اهل عربستان سعودی ،حجاز می باشد و این مطلب را در مسجد جمکران بیان می کند .ما اهل تسنن بودیم و اهل تسنن اسم فاطمه و زینب را برای

بچه ها خوب نمی دانند و عقیده دارند هر بچه ای که به این نام باشد بزودی می میرد اما من همسری داشتم که فاطمه نام داشت ودر اولین زایمان دختری به دنیا آوردکه فامیل من اسم «حفصه»برای دخترم انتخاب کردند .ولی من زیر بار نرفتم واسم فرزندم را نیز «فاطمه» گزاشتم بعد از سه سال فاطمه مریض شد ،دخترم را نزد قبر رسول اکرم «صلی الله علیه و اله و سلم »بردم واز ایشان شفا خواستم الحمد لله شفا دادند .

بعد از بر گشتن از نزد قبر رسول اکرم «صلی الله علیه وآله و سلم »دخترم خوابید ،خوابش طولانی شد هر چه صدایش کر دیم بیدار نشد او را دکتر بردیم دکتر گفت :

بچه مرده است به دکتر دیگر مراجعه کریم او هم همان را گفت .دخترم را با اشک و آه همراه همسرم به غسالخانه جهت شستشو بردیم بعد از چند دقیقه دیدم دخترم حرکت می کند و از من آب خواست ،برایش آب آوردم ،خورد .دخترم را بغل کردم دخترم گفت :

بابا خواب بودم در عالم خواب دیدم مردی پیش من ایستاده و دو رکعت نماز خواند بعد از نماز دست مبارک را بر سر من کشید وگفت :بلند شو شما زنده می مانید و فعلاٌنمی میرید ،من یک وصیت می کنم ،به بابایت بگو شیعه شود ومذهب سنی را ترک کند واین

مسئله باعث شیعه شدن من شد .سپس برای تشکر و قدردانی عازم ایران ومسجد جمکران شدم.     

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 7:19 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/10/04

بانوئی که مواظب حجاب خود بود.

 یکی از علماء بزرگ (مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی پدر آیت الله العظمی حاج علی سیستانی دامت برکاته)در مشهد مقدس برای اینکه به محضر امام زمان شرفیاب شود ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز میکنداو می گفت:

در یکی از جمعه های آخر ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ای نزدیک آن مسجدی که من درآن مشغول به زیارت عاشورا بودم می تابید، حال عجیبی به من دست داد، از جای برخاستم و به دنبال آن نور تا درب آن خانه رفتم، خانه کوچک وفقیرانه ای بود، از درون خانه نور عجیبی می تابید، در زدم در را باز کردند، مشاهده کردم حضرت ولی عصر امام زمان)علیه السلام( در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در اتاق جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه ای سفید به روی آن کشیده بودند.

وقتی من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم، حضرت به من فرمودند: چرا اینگونه دنبال من می گردی ورنجها را متحمل می شوی؟

مثل این باشید(اشاره به آن جنازه کردند)تا من دنبال شما بیایم!

بعد فرمودند: این بانویی است که در دوره بی حجابی (رضا خان پهلوی) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند.

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 6:12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1385/09/30

همسر حزبیل

«حزبیل» از مومنان زمان فرعون، پس از پیروزی حضرت موسی(علیه السلام) بر جادوگران تحت تاثیر احساسات خویش قرار گرفت و ایمان خود را آشکار کرد.

به همین علت، فرعون به اعتقاد عمیق وی به خداوند پی برد و او را به قتل رساند.

همسر حزبیل نیز که آرایشگر دختر فرعون بود همواره ایمانش را مخفی کرد تا این که یک روز که دختر فرعون را آرایش می کرد و گیسوانش را شانه می زد، شانه از دستش به زمین افتاد؛ شانه را برداشت و برای ادامه کار گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم».

دختر که تا آن روز چنین عبارتی به گوشش نخورده بود، پرسید: «این کلمات چیست؟»

همسر حزبیل گفت: «حقیقت این است که پدر تو متقلب و حقه بازی است که ادعای خدایی می کند. خدا حقیقت دیگری دارد. خدا آن است که موسی(علیه السلام) می گوید. من کارم را با نام خدا شروع می کنم!»

دختر فرعون جریان را به پدرش خبر داد. فرعون او و بچه هایش را حاضر ساخت و گفت: «دست از عقایدت بردار و گر نه تو را رها نخواهم کرد».

همسر حزبیل گفت: «خدا، خدای موسی است و تو دروغ می گویی!»

فرعون دستور داد تنوری که از مس ساخته بود، بیفروزند و او و بچه هایش را در آتش بیاندازند.

همسر حزبیل همچنان «احد، احد» می گفت و تسلیم زور و ستمگری فرعون نمی شد. فرزندانش را یکی یکی در آتش افکندند تا نوبت به طفل شیر خوارش رسید، این صحنه برایش ناگوار آمد، ناگهان کودکش به قدرت خدا، فریاد زد: «مادر جان! شکیبا باش، مبادا از عقیده ی خود بازگردی که اعتقاد تو بر حق است!»

آن گاه مادر و کودک را با هم در آتش انداختند و مادر همچنان فریاد می زد: «احد، احد»....

در دم آخر، همسر حزبیل وصیتی کرد و گفت: «خاکستر من و فرزندانم را در یک مکان دفن کنید!»

گویا می خواهد بگوید: «عاطفه دارم ، ولی عشق به خدا بالاترین عشق هاست!»

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در مورد وی می فرمایند: «شب معراج در آسمان چهارم بوی عطری استشمام کردم که تمام آسمان را فرا گرفته بود، پرسیدم بوی چیست؟»

جبرئیل گفت:«یا رسول الله! بوی عطر همسر حزبیل و فرزندان اوست که همه جا را در بر گرفته است».

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 3:18 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1385/09/28

حقیقت حرم حضرت معصومه (علیها السلام)

حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای مهدی پور می نویسد:

یکی از دوستان اهل ولا نقل می کند که برای یکی از زوار در حرم مطهر حضرت معصومه(علیها السلام) مکاشفه ای حاصل می شود و می بیند که دوش آبی بالای سر خودش و دیگر زوار هست. متوجه می شود که آب بسیار لطیفی است و از ایستادن زیر آب خیلی احساس لذت می کند و بدنش سبک می شود.

از حرم خارج می شود و می بیند که در صحن مطّهر، جعبه هایی از روی زمین تا عنان آسمان چیده اند و به هر کسی که عبور می کند یک جعبه مرحمت می کنند، اگر چه عابر باشد و قصد زیارت هم نداشته باشد.

از صحن خارج می شود، می بیند جعبه در دستش نیست. بر می گردد به صحن و می بیند از جعبه ها خبری نیست. به حرم مطّهر بر می گردد. می بیند از دوش های آب اثری نیست. تازه آن وقت متوجه می شود که حالت مکاشفه برایش پیش آمده بود.

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 8:23 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1385/09/21

حقیقت حرم حضرت معصومه (علیها السلام)

دختر یکی از فضلای وارسته حوزه علمیه قم مدتهاست انوار تابناک چهارده معصوم(علیهم السلام) را مشاهده می کند و تا کنون عنایات فراوانی به او شده است. اخیرا مکاشفه جالبی برایش پیش آمده که فشرده اش در اینجا ذکر می شود:

او از محضر مقدس حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام) تقاضا می کند که واقعیت حرم مطهر حضرت معصومه(علیها السلام) را به او نشان بدهد.

یک روز با مادرش به حرم مطهر مشرف می شود. در حرم برایش مکاشفه می شود و می بیند که باغ بزرگی است و در وسط باغ، قصر باشکوهی قرار دارد. آقایان یک طرف قصر و بانوان در طرف دیگر قصر ایستاده اند. حضرت معصومه(علیها السلام) در وسط قصر نشسته و دست مبارک را بر پیشانی نهاده، بر مظلومیت مادر بزرگوارش حضرت زهراء(علیها السلام) اشک می ریزد.

یک بار دیگر به هنگام تشرف به حرم مطهر، همان صحنه را می بیند جز اینکه این بار دو بانو در وسط قصر تشریف داشته، یکی حضرت زهراء(علیها السلام) و دیگری حضرت معصومه(علیها السلام). در این بین می بیند که یکی از زائران در اثر گریه و توسل غش می کند و می افتد. حضرت زهراء(علیها السلام) بر او ملاطفت می کند و می فرماید: «دخترم گریه نکن، حوائج تو برآورده است».

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 1:28 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/09/19

شباهت های حضرت معصومه (علیها السلام) با حضرت زهرا (علیها السلام)

 

 

                                           حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام)

 

وجه مشترک بین حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) و حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) :

1-                  اینکه حضرت معصومه(علیها السلام) همنام حضرت زهراء(علیها السلام) است و نامش {فاطمه} است.

2-                  همانند مادر بزرگوارش حضرت زهراء(علیها السلام) در سن 18 سالگی شهید و از دنیا رفته است.

3-                  در اول زیارت حضرت معصومه(علیها السلام) تسبیحی دارد همانند تسبیح حضرت زهراء(علیها السلام).

4-                  چنانچه حضرت پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) در حق دخترش فاطمه زهراء(علیها السلام) فرمود: فداها ابوها، حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) نیز در حق دخترش فاطمه معصومه(علیها السلام) فرمود: فداها ابوها.

5-                  ثواب زیارت حضرت معصومه(علیها السلام) همانند و معادل زیارت امام معصوم(علیه السلام) می باشد.

6-                  و از همه مهمتر همان مطلبی است که قبلا در مورد رویای صادقه آیت الله مرعشی نوشتیم که هر کس بخواهد حضرت زهراء را زیارت کند باید حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند.

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 2:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 1385/09/17

ثواب زیارت حضرت زهرا(علیها سلام)

مرحوم  آیت الله نجفی مرعشی(رحمه الله) فرموده اند:

پدرم مرحوم سید محمود مرعشی که از علمای حوزۀ علمیۀ نجف بود بسیار علاقه مند بود که به هر طریقی که شده محل قبر شریف حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را بدست آورد و از برکات و فیوضات آن بهره مند شود، برای رسیدن به این مطلب مشغول ختم مجربی می شود و چهل شب به آن مداومت می کند تا اینکه خداوند از طریقی محل قبر آن حضرت را به او بنمایاند.

شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان استراحت می کند که در عالم رؤیا به محضر مقدس امام محمد باقر(علیه السلام) یا حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) مشرف می شود، امام(علیه السلام) به ایشان می فرماید: {علیک بکریمة اهل البیت}.

یعنی بر تو باد که به دامان کریمۀ اهل بیت چنگ بزنی.

ایشان خیال می کنند منظور امام(علیه السلام) از کریمه اهل بیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) است لذا عرض می کند: بله من برای همین متوسل شده ام که جای قبر آن حضرت را بدانم تا بهتر بتوانم از فیوضات آن بهره مند شوم.

در جواب امام(علیه السلام) می فرماید: منظورم قبر فاطمۀ معصومه در قم است سپس اضافه فرمودند: به جهت مصالحی خداوند اراده فرموده است که محل قبر شریف حضرت زهرا(سلام الله علیها) مخفی بماند، لذا قبر حضرت معصومه(سلام الله علیها) را تجلیل گاه قبر شریف حضرت زهرا(سلام الله علیها) قرار داده است، اگر قرار بود قبر حضرت زهرا(سلام الله علیها) ظاهر باشد، هر جلال و جبروتی که برای آن قبر شریف مقدر بوده، خداوند متعال همان جلال و جبروت را بر قبر مطهر حضرت معصومه قرار داده است.

در این جا آیت الله مرعشی می فرمایند: لذا مرحوم پدرم هنگامی که از خواب برخواست تصمیم گرفت که به قصد زیارت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) به ایران بیایند.   

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 3:52 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1385/09/16

حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام)

از جمله روایاتی که به منزلت و مقام حضرت معصومه اشاره می کند، روایتی است که علامه مجلسی در بحار الانوار نقل نموده که امام صادق(علیه السلام) فرمود: مکه حرم خداوند، مدینه حرم رسول الله(صل الله علیه و آله) و کوفه حرم علی(علیه السلام) و حرم ما اهل بیت شهر قم است که در آن بانویی از فرزندان من دفن می شود بنام فاطمه(سلام الله علیها) پس هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می شود.

در مورد ثواب زیارت این بانوی مکرمه امام رضا(علیه السلام) فرموده اند: کسی که حضرت معصومه(سلام الله علیها) را در قم زیارت کند مانند آن است که قبر مرا زیارت کرده باشد.

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 11:33 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/09/15

حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام)

 حضرت آیت الله مرحوم سید محمد شیرازی(رحمه الله علیه) که از اولیاء خدا بودند در یکی از کتابهای خود در مورد حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) چنین می نویسند:

مرحوم آیت الله مرعشی نجفی(رحمه الله)برای من نقل فرمود: زمانی که قبر حضرت معصومه(علیها السلام) خراب شد من وارد زیر زمین محل دفن آن حضرت شدم و پیکر ایشان را سالم در کفن دیدم. گونه آن حضرت بر خاک و چونان اهل مدینه منوره صورتی گندم گون داشت و حدود ۲۰ ساله به نظر می رسید. در دو طرف آن حضرت دو دختر سیاه چهره که آنها را نشناختم رو به قبله آرامیده بودند گویی که همان لحظه جان سپرده بودند.از ظاهر امر چنین بر می آمد که کنیزان حضرت باشند. به هر حال تعمیرات قبر را انجام دادم و از آنجا خارج شدم.

نوشته شده توسط خانم پورنبی در 9:0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •